-...-
...آدمهایی که از بازداشتگاههای اجباری برگشتند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانههاشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوسها دویدند، به پیشبینیهای هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست... زندگی از هر چیز دیگری قویتر است...
من او را دوست داشتم-صفحه167- آناگاوالدا- الهام دارچینیان
پینوشت خیلی نامربوط: چرخ میخورم... من چرخ میخورم...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 23:25 توسط روجا
|